تبليغاتX
بــه یـــاد ماندنی ترین خاطـــــرات

بــه یـــاد ماندنی ترین خاطـــــرات

زندگي 3چيز بيشتر نيست: به اجبار به دنيا آمدن با غم زيستن با آرزو مردن

يادگاري




گفت :می خوام برات یه یادگاری بنویسم

گفتم :کجا؟؟؟

گفت :روقلبت.

گفتم:مگه می تونی؟؟

گفت:آره سخت نیست ،آسونه.

گفتم:باشه بنویس تا همیشه یادگاری بمونه.

...یه خنجر برداشت.

گفتم این چیه؟؟؟

گفت:سسییییسسس.

ساکت شدم.....

گفتم بنویس دیگه،چرا معطلی؟؟؟

خنجرو برداشت وبا تیزی خنجر نوشت: دوستت دارم دیوونه.


اون رفته....خیلی وقته....

اما هنوز زخم خنجرش رو قلبم یادگاری مونده.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط NiYa  | 

نامرد

نامردی به ظاهر مردان



بی "مرد" بودن در این نامردی ها
قابل تحمل تر از با نامرد بودن در این بی "مرد" ی هاست!

از حماقت و سادگی ِ زنانه ی خویش
از عموزنکی های بی رگ گونه ی "مرد" ها
از این همه ادعای "مرد" انگی بی پشتوانه
پر می شوم از حرص ، از بغض...

از نگاه "مرد" ی بر خود دچار تهوع می شوم
می خواهم بالا بیاورم هر چه بغض و حرص است
از حس ِ هر نوع احساس ِ "مرد" ی به خود می گریزم
چرا که ذهنم پر می شود از وزوز های فریبنده ی دروغگوی تهی از هر چیز

از افسانه ها نگو
مجنون ، فرهاد ، بیژن ، خسرو ... همه خاک شده اند!
از خاکشان هیچ عاشقی نروییده است
اگر باشد برای "من" نیست
نخواهد بود
داستان ها بافته شده اند
قصه ها به سر رسیده اند
کلاغ ها به خانه شان رسیده اند
دیگر نه چشمی است و نه گوشی
برای خواندن و شنیدن ِ آن همه عشق...
دیر به دنیا آمده ام!

و خداوند عشق را آفرید
زمین و زمان و آدم را با عشق خلق کرد
و قابیل با دستانش عشق را خفه کرد
با سنگ بر سرش کوبید
چالش کرد

"مرد" عشق را جا گذاشته است
در قبر هابیل...

| مریم | ها همه مقدس اند
بی هیچ عاشقی ، عشق می ورزند
به زمین و زمان و انسانیت
و جوابشان فقط فحش ، ناسزا ، بدبینی ...
| مریم | ها همه عادت دارند
به روزه ی سکوت

به تحمل هر چه هست و نیست...


الهی در شب فقرم بسوزان

ولی محتاج نامردان مگردان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط NiYa  | 

گه عشق حقیره،اگه جسم کویره،اگه خالیه دستام ، اگه همیشه تنهام برای تو عاشق ترین عاشق د نیام


هميشه براي کسي بخند که مي دوني به خاطر تو شاد مي شه
براي کسي گريه کن که مي دوني وقتي غصه داري و اشک مي ريزي برات اشک مي ريزه
براي کسي غمگين باش که در غمت شريک
و عاشق کسي باش که دوستت داره



وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني :love: :love: :love:
+ نوشته شده در  ساعت   توسط NiYa  | 

لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد , گل داد , سرخ ِ سرخ
گلها انار شد , داغ ِ داغ . هر اناری هزار تا دانه داشت
انار کوچک بود .دانه ها ترکیدند . انار ترک برداشت
خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از درخت چید . مجنون به لیلی اش رسید
خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود
کافی است انار دلت ترک بخورد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط NiYa  | 



ایستاده ام روی پل

عطر اقاقیا همه جا مملو

خیال تو با من

صدای نگاه تو

خاطرم را

آرام میکند....


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جرعه جرعه شراب نجابتم را می نوشی و سرمستی!

باکی نیست ، نـــــوش ....

و اما من آن جام طلایم که بی شراب قرمز

هیچ ارزشی برای جسم خمارت ندارم!

من طلایم و توی شراب خوار جز شرابم چیزی نمی بینی!

من چیزی فراتر و مست کننده تر از شراب درونمم!

روحم را بشناس



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط NiYa  | 

دستهايم را که ميگيري...

حجم نوازش لبريز ميشود!

گويي تمام رزهاي زرد باغها

با دستهاي بي دريغ تو

براي من

چيده ميشوند

و قلب من

پرنده اي ميشود

به پاکي بيکران نگاهت

پر ميکشد...

و در آن وسعت بي انتها

در خاکستري اندوه ابرها

گم ميشود

دستهايم را که ميگيري...

نگاهم

اين قاصدک هاي بي تاب هزاران شور

در آبي فضا رها ميشوند

و بغض گريه ها

از شنيدن نفس زدنهاي روح

زير هجوم آوار سرنوشت

بي صدا شکسته ميشود...

دستهايم را که ميگيري...

عبور تلخ زمان را

ديگر

نميخواهم که باور کنم.....!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط NiYa  | 

بيا امشب




دمي با من کنار بسترم بنشين
من از عشق تو مي سوزم تو با خاکسترم بنشين به اشک چشم و خون دل تو را من آرزو دارم بيا همچون غبار غم به چشمان ترم بنشينمرا گفتي که مي آيم تو را باور نمي کردمدر اين غم خانه هستي به باغ باورم بنشينبه حاتم خانه چشمم اگر ديدي غمي پنهانقدم بردار از آن چشم و به چشم ديگرم بنشينبه جانم آتش عشقت ببين امشب چه مي سازدمرا ديدي اگر بي جان کنار پيکرم بنشينزه آه آتش افروزم پياپي شعله مي باردبيا آب محبت شو به روي افکرم بنشينمرا رسوا چو مجنون بيابان گرد مي خواهيمکن اي نازنين ديگر از اين رسواترم بنشين
+ نوشته شده در  ساعت   توسط NiYa  |